اسلام ستیزی به هیچ کاری جز افزودن جو خشونت نمی
آید. قرون وسطی فقط با از میان برداشتن ولایت مطلقه کلیسا توسط مردم پایان گرفت نه با
محو مسیحیت !
shahrvand
۱۳۹۱ شهریور ۲۱, سهشنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه
هیچ انسانی نمی تواند خود را از مسئولیت رعایت نشدن حقوق خویش مبرا کند. و نیز، به این عذر که تنهاست و بر جهان قدرتهای ستمگر حاکمند ، نمی تواند وظیفه خویش را در دفاع از حقوق خویش و حقوق فرد فرد انسانها بر زمین بگذارد. وقتی انسانی به دفاع از حقوق برمیخیزد، خلیفه (جانشین ) خدا در روی زمین میشود و چون فطرت انسان را بازمی گوید، سخنگوی تمامی انسانیت می گردد ، و چون جانشین خدا است تنها نیست ، خدا با اوست و سرانجام پیروز می گردد.
وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا
چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و كودكان ناتوانى كه مىگويند: اى پروردگار ما، ما را از اين قريه ستمكاران بيرون آر و از جانب خود يار و مددكارى قرار ده، نمىجنگيد؟ سوره نساء آیه 75
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ ۖ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّـهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ۚ فَأُولَـٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا
سوره نساء آیه 97
كسانى كه بر خويشتن ستمكار بودهاند، [وقتى] فرشتگان جانشان را مىگيرند، مىگويند: «در چه [حال] بوديد؟» پاسخ مىدهند: «ما در زمين از مستضعفان بوديم.» مىگويند: «مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن مهاجرت كنيد؟» پس آنان جايگاهشان دوزخ است، و [دوزخ] بد سرانجامى است
انسان، حق، قضاوت و حقوق انسان در قرآن
ابوالحسن بنی صدر
۱۳۹۱ فروردین ۲۴, پنجشنبه
آیا پیامبر اسلام دولت تشکیل داد؟
در قرآن اثری از دولت و حکومت نیست. یک آیه نیز به دولت و حکومت دینی اختصاص نیافته است. پیامبر خود نیز دولت تشکیل نداد. جامعه ای با نظام شورایی تشکیل داد که همگان در شورای امام شرکت داشتند. از تاسیس هایی که لازمه وجود دولت است یکی نیز نساخت. او می دانست که به میان آوردن قدرت نیاز به خدا و پیامبر ندارد. در عوض، قرآن به همه اصول راهنما و ارکان جامعه ای با نظام شورائی پرداخته است.
در آیه 18 سوره فتح، به پیامبر یادآور می شود که جامعه جدید او را برگزیده است و خداوند به این انتخاب راضی است. و اما حق تصمیم با اعضای جامعه الگو است: "امرهم شوری بینهم" (شوری، آیه 38)
بر گرفته از روزنامه انقلاب اسلامی، سرمقاله: در اهمیت الگو
در اهمیت «الگو» و نقش آن در گذار از قدرتمداری به حقمداری در ایران و جهان امروز
http://vimeo.com/28999717
http://vimeo.com/29005590
در اهمیت «الگو» و نقش آن در گذار از قدرتمداری به حقمداری در ایران و جهان امروز
http://vimeo.com/28999717
http://vimeo.com/29005590
۱۳۹۱ فروردین ۶, یکشنبه
نظر من در مورد نامه ای که در پی می آید
ایرانیان
بیایید در راه استقلال و آزادی با هم متحد شویم!
به جای ناتوانی خود را توانا بدانیم ویقین داشته باشیم که اگر بایستیم به طور تصاعدی افزوده می شویم.
اصول زیرپیشنهادی برای همبستگی و پیمان مشترک است.
می توانیم براساس این اصول درهسته های کوچک متشکل شده و در بین خود بهترین
استعدادهای این مرزو بوم را برای برقراری دولتی مستقل و آزاد شناسایی کنیم.
!این دولت از بین ما و برای ما خوهد بود. ما می توانیم
وقتی هسته ها دربطن جامعه ریشه دوانید، بهم متصل می شود وهمانطورکه در فیلم اوتار(Avatar) به زیبایی تصویر شد، انرژی ونوری خیره کننده آن ظلمت را بر میگیرد. یا مثل قطرهای آب که سیلاب میشوند و ناپاکی ها را می شوراند.
اگر نایستیم و برای بازستاندن حق خود متحد نشویم، شورایی انتقالی از
خارج بر ما تحمیل خواهد شد تا که منافع دیگران را تامین کند و آنها خواهند
بود که برای ما و سرزمین ما و آینده ما تصمیم خواهند گرفت. آیا بهتر نیست که خود دست اندر کار شویم؟
من هم مانند شما، نامه زیررا دریافت کردم، آنرا حقیقت و
نویسنده آنرا راستگو وبرحق یافتم، برآن نظرنوشتم و برای شما ارسال میکنم، اینک اقدام بعدی با شما خواهد بود.
هموطن! همزبان!با سلام و با آرزوی سلامتی و خوشوقتیگروهی از کوشندگان راه آزادی و استقلال ایران که از نحلههای فکری و عقیدتی متفاوتی هستند، با بحثهای متعدد و تبادل آرا در فضای مجازی و حقیقی، نوشتهای را تهیه کردهاند که در پیوست به حضور جنابعالی هم تقدیم میگردد.ملت ایران با شرکت فعالانه و فراگیر خود در جنبش خودجوش تحریم "انتخابات" همیشه تقلبی ولی مطلقۀ فقیه، همسوئی همگانی خود را در گذار از رژیم جمهوری اسلامی با فریادی یک صدا به گوش افکار عمومی دنیا رساند. آزادگی و استقلال فرهنگ ایرانی، در وجدان ملی ایرانیان متبلور گردید و مماشات با قدرت داخلی و همۀ نمادهای آن محکومیتی واضح پیدا کرد.وجدان ملی ایرانیان در سلب مشروعیت از این رژیم، روش مبارزۀ خشونتزدائی را در 12 اسفند 1390 پیشه کرد و به افکار عمومی دنیا به روشنی گفت که ما از جنس آقایان خامنهایها و احمدینژادها نیستیم. با این خیزش و همسوئی عظیم مردمی و با درآمیختن با افکار عمومی دنیا، آقای ناتانیاهو نتوانست موافقت امریکا را برای تجاوز به مام وطنمان کسب کند و از سفر اخیر خود به امریکا با دست خالی به اسرائیل بازگشت. از سوی دیگر متاع کارخانههای الترناتیوسازی قدرت خارجی هم بیمشتری مانده و متکدیان قدرت خارجی، با آبروریزی و خودکشی سیاسی از جانب مردم طرد شده و میشوند. ملت ایران رشادت سیاسی خود را در باور به استقلال و آزادگی به جهانیان ثابت کرد و مماشات با قدرت خارجی و همۀ نمادهای آن محکومیتی واضح پیدا کرد.تشکیلات و تشکلهای مختلف از پی هم آمدهاند ولی هنوز هیچ کدام نتوانستهاند سخنگوی وجدان ملی جامعۀ ایران باشند و فعالیتها در گذار از رژیم ولایت مطلقه، تاکنون بینتیجه بودهاند. همۀ تشکیلات و احزاب، همۀ افراد و شخصیتها، و از همۀ اینها مهمتر، همۀ مردم ایران میتوانند با فعال شدن در هستههای حقوقمدار معتقد به اصول مردمسالاری مندرج در این پیمان همبستگی، در امر استقرار و استمرار مردمسالاری در ایران، نقشآفرین گردند.همۀ گروهها و تشکیلات و احزاب، بدون پشت کردن به منشور و اساسنامه و مرامنامههای خود، و همۀ افراد صرف نظر از پیشینۀ فکری و عقیدتی خود با التزام به اصول مردمسالاری و روشهای متناسب با آن، میتوانند با آزادیخواهان مستقل، در کنشهای خود همسوئی بجویند.با التزام به حقوقمداری و مردمسالاری، از اصول این پیمان میتوان به عنوان یک وسیلۀ اندازهگیری و یا یک میزان و محک برای فعالیت و برخورد با نظرات و روشها و کنشهای مختلف یاد کرد. با در نظر داشتن اصول مردمسالاری، هر کنشی را میتوان سنجید و با این سنجش وسائلی که با هدف مردمسالاری خوانائی دارند، انتخاب نمود.با هر گونه محاسبهای که با اوضاع ایران و منطقه و جهان بنگریم، رژیم ایران رفتنی است. اینکه دوران گذار چقدر طول بکشد و چگونه طی شود و رژیم به چه شکلی سرنگون شود و چه نظامی جایگزین جمهوری اسلامی شود، فقط و فقط و فقط بستگی به ملت ایران و میزان مشارکت همه و همه و همۀ ما در تعیین سرنوشت خود دارد.همانطور که در تجربۀ بعضی کشورها از جمله افغانستان و عراق و لیبی دیدیم، دموکراسی را نمیتوان از خارج به کشوری تزریق و به ملتی تحمیل نمود. مردمسالاری و حقوقمندی یک فرهنگ است. میزان مشارکت هرکدام از ما و همۀ تک تک ما در هرروزه و پیوسته حقوقمدارتر کردن و مردمسالارتر کردن جامعه، نقشی تعیین کننده دارد.هستههای حقوقمند با التزام به اصول مردمسالاری، بسته به امکانات، سلایق، توانائیها، تخصصها، تحصیلات، سن و سال و جنس، در همه جای ایران و دنیا میتوانند استعدادهای خود را بکار گیرند و با انتخاب روشهای متناسب با هدف مردمسالاری، در خلق راههای بیشمار، انفعال را محکوم کرده و ابتکار عمل را بدست گیرند و در راه نجات ایران و ایرانی بکوشند. در این راستا، انجام هر کاری، هر چقدر هم کوچک، بهتر از دست روی دست گذاشتن و منتظر اقدام بقیه شدن است.لیاقت ایران و ایرانی، این وضعیتی نیست که رژیم ولایت مطلقۀ فقیه نصیب وطن و هموطن کرده است. ضمن خوشآمدگوئی به نظرات شما، اگر با کلیات این متن به عنوان یک محک و یا یک وسیلۀ سنجش و اندازهگیری، مخالفت عمدهای ندارید، در انتشار هرچه فراگیرتر آن، سایر هموطنان خود را یاری فرمائید تا همگی بتوانیم در راه استقرار و استمرار حقوقمداری و مردمسالاری در میهنمان به نوبۀ خود نقشآفرین باشیم.با احترام و سپاسعلی صدارتهشتم مارس 2012 برابر با هژدهم اسفند 1390
اشتراک در:
پستها (Atom)